السيد محمد صادق الروحاني (مترجم: صادقى)

46

جبر و اختيار (فارسى)

اجتناب ناپذير بود تربيت امر لغو و بيهوده اى مى بود . علاوه بر اين ما به وجدان مشاهده مى كنيم گاه آداب و رسوم در زمان واحد در برخى جوامع تغيير مىكند و اين قوى ترين دليل بر اين است كه وراثت قادر بر اجبار انسان نيست و قوانين وضع شده براى اقوام و ملت ها صلاحيت دارد شاهد اين ادعا باشد . عادت بيان دوم : عادت از غرايز داخلى ارتكازى [ استوار ] است كه پس از طى مراحل سه گانه موجب اين مىشود كه فعل غير اختيارى گردد . و گفته اند : عادت ، طبيعت ثانوى [ دومين ] است و موجب مىشود كه فعل غير ارادى گردد . اشكال : عادت صلاحيت ندارد كه مانع از تسلط حقيقت إنيّت [ من ] و نظارت آن بر غرايز داخلى و اعضاى ظاهرى باشد و فعل را غير اختيارى كند . زيرا عادت ، هر چند موجب عدم توجه در هنگام انجام فعل به خصوصيات آن فعل و همچنين موجب عدم تعلق اراده تفصيلى مستقل به تمامى اجزاى فعل مى گردد ، اما سبب عدم توانايى ترك فعل نيست و معناى اختيارى بودن فعل جز اين نمى باشد . پشيمانى و احساس مسئوليت پس از آنكه دانستى عوامل طبيعى كه بر آن به جبر استدلال مى كنند ، كامل و صحيح نيست مى توان براى اثبات اختيار از آن ناحيه [ عوامل طبيعى ] به وجوه زير استدلال كرد : اول : به وجدان ، فرق ميان حركت دست لرزان و حركت ارادى دست را